ایران و ما
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 29 تیر ماه سال 1382
of a good friend

GREAT SECRET

 

Come here, nearer to me.

I wanna tell u sth.

I wanna whisper sth in ur ears.

Come here, nearer to me.

U’r the only one who should hear it.

U’r the only one who can understand it.

Maybe,

U’r the only who’ll be bothered with it.

Maybe,

U’r the only one who doesn’t know it.

But I’m sure,

U’r the only one who MUST know it.

U’r the only one who can accept it.

 

Now listen


"U’r NOT the only one to be loved by me."


 
شنبه 28 تیر ماه سال 1382
تعطیلی کافی نتها و ...

من بررسی کرده ام. چند اشکال در اینترنت پیدا کردم که از هر بی ناموسی و حتی سینما هم بدتر است.

حالا شما برای چی گفتی اونو چرا تعطیل میکنین؟

در این ماه چند نفر با من تماس گرفت که تو چرا حرف نمیزنی؟هرکس از این چپی و کمنیستها در تهران کاری میکند که مردم را ناراحت کرد؛چرا؟؟

من چند تذکر بدهم که هرگس حساب کار خودش را بکند::

اول در باره اینکه کافه های تهران را جمع کردند.این مملکت کافه میخواهد چه کارکهتو کمنیست بری با خودش به کافه؟ مگر قبل از انقلابه یا من مردم که بری با خودش کافه اون کار را بکند .من صد بار گفتم ای

جوان ! حیف تو که بری با خودت انترنت بکنی ؛ اینترنت با تو چه کار میکنه ؟ از صب تا شب ؛از شب تا صب نشستی پشت میز ؛ کامپیوتر روشن پول برق حروم میکنی ؛بارای چه ؟ برای بی ناموسی ؟ برای بی غیرتی ؟این اقا به اون خانم تلفن میزنی که من می خوام با شما حرف بی ناموسی بزنم . من خودم با یک مهندس که جند سال امریکا درس مهندسی برق وساختمان خوانده صحبت کردم که این چیه ؟ حالا من برسی کردم . چند اشکال پیدا کردم در انترنت که از هر بی ناموسی

حتی سینما هم بدتره . حا لا شما برای چی گفتی اون را چرا تعطیل میکنیم ؟ مگر همون مانو که کمونیست بود اون هفته چند هزا کافه را تعطیل نکرد ؟ اگر میخوای چایی بخوری برو خانه پیش پدر و مادرت ؛کافه میری برای چی ؛که اونجا با کامپیوتر بی ناموسی بازی کنی ؟

و حالا اشکال :

اول اینکه از صب تا شب تلفن اشغال میشه ؛ بوق ؛ بوق؛ بوق. یک نفر با شاید یک نفر کار داشته باشد. حتی برای زیست شناسی و فیزیک هم که باشد باید سه دقیقه که کامپیوتر گرفتی اون را قطع کنی دوباره بگیری نمی میری که ! میمیری ؟ دوم اینکه مردم دهات برق ندارن کوجه روشن کنن با هم تصادف میکنن ؛ تو از صبح تا شب کامپیوتر روشن میکنی که صد تا دکمه داره ؛ هی فشار بده ؛ هی فشار بده؛مگر منشی اداره ای که این کار رو میکنی؟ شخصیت داشته باش؛تو شدی یک منشی؟ای مرد! تو مگر منشی اداره هستی که ماشین نویسی میکنی؟

سوم اینکه یک اتاق درست کرده اند در کانادا؛آلمان؛افریقای مرکزی و .... که یک نفر به من نشان داد و من خیلی متاءسف شدم،که یک جوان ایرانی باید بجای این خط زیبای فارسی که من خودم با قلم و دوات این همه مشق نوشتم،خیلی هم خوب بود و الان با این خودکار خراب شده ، اون وقت این جوان ایرانی میره با خط لاتین مینویسه اسمش هم گذاشته فینگلیش . ای بی غیرت این جوری اجنبی رو وارد مملکت میکنی؟؟!! فینگلیش یعنی بی غیرتی.

اون وقت تو توی اتاق هرکس میری با یه اسم دیگه،مثل اینکه من اسم خودم رو کامبیز بزارم!خنده نداره؟!!!

ای بدبخت تو اسمت قولی بود چرا اسمت رو گذاشتی کامی؟ کامی.. تو آدمی؟برو بگو اسمم قلی یه،بذار خودت باشی.شخصیت داشته باش، چرا اسمت را عوض میکنی؟ خاک بر سرت.

اون وقت توی اون اتاق هیچ کس معلوم نیست کی زنه کی مرده.اصلاً من از همین جا اعلام میکنم هر کس تو اون اتاق بره با یه زن غریبه اشکال داره و حتی این قنبر و نوری در تهران هم نباید آنرا قبول کند.

حالا این هیچ ،اتاق درست کرده که یک مردو یک زن در آن با هم حرف میزنه،اون وقت اسمش رو گذاشته چت.الهی بمیری با این چت ،حالا دیگه برای من چت میکنی،ما هم جوان بودیم،با دوستان چت میکردیم ولی کجاش بی ناموسی بود؟؟!!

بقیه اش دیگه چیز مهمی نیست........(علی سانسووری شد.....).

این تکست چند نکته جالب اخلاقی داره:

1.بچه مگر چه مرگته خوب فارسی بنویس دیگه.

2.یک خط تلفن دیگه علاوه بر موبایل واسه اونترنتت بخر.

3.بزار همیشه خودت باشی.

4.دروغ چرا؟؟؟

5.مشخص کن که تو مردی یا زن.

تبصره:

اگر زنی یا مردی و با اسم جنس مخالف میری می چتی بهترین راه تغییر جنسیته.

6.همشون رو من بگم اون وقت شما چه کاره بیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از ابراهیم نبوی.....


 
پنجشنبه 26 تیر ماه سال 1382
تعاریف گوناگون عشق در جامعه امروز ایران:

1. عشق از دید حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی.

(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانها را به راه راست هدایت کند.)

2.عشق از دید دختر حاج آقا: آه............خدای من یعنی میشه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟؟؟؟؟؟(جمله عاشقانه:نداره=میخواد چی بگه بدبخت)

3.عشق از دید ریاضی دان:عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول.(جمله عاشقانه: آه عزیزم.......به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم.)

4.عشق از دید بقال سر محل: والا دوره ما عشق مشخ نبود اینا حرف برو بچ تکنولوجلیه. ننمون رف این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت.(جمله عاشقانه: سکینه... سکینه... شام چی داریم.........)

5.عشق از دید اصغر کاردی(توجه آقا اصغر در زندون تدریس میکنن.): مرامتو عشقه؛ عشقی.(جمله عاشقانه:چاقو خوردتیم لوتی...).

6.عشق از دید یک دختر مدیم کلاس وکمی بی غم:آه.. عزیزم کاش الان پیشم بودی...........(جمله عاشقانه:دوست دارم عزیزم.....).

7.عشق از دید مادربزرگ:این حرفای بد بدو نزن.راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه،تازه تحصیل کرده هم هست.............(جمله عاشقانه:بریم خاستگاری....)

8.عشق از دید ............................ (لطفاًٌ جای خالی را پر کنین):عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه سربالا کردن دماغمو نمیدی..... ،واسه ناهار بریم سورنتو....،سالی با دوستش هم قراره بیاد، دوست سالی واسش یه ماتیز گرفته تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم یه پراید بخری.(جمله عاشقانه:عزیزم گوشی سونی میخوام و...... راستی دوست دارم!!!!...)

9.عشق از دید مادرها:واااااااا مگه تو امسال کنکور نداری؟؟؟!!!عشق واسه بعداً....

مگه تو امسال فلان نداری............مگه تو امسال بهمان نداری.......

10.عشق از دید شکست خورده در عشق:عشق یعنی کشک(جمله عاشقانه .... بابا برو کشکتو بساب عشق چیچیه!!!!!).


   1      2      3      4      5      6      7      8    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 173225


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها