با نسیم نفست بیدار شدم با لبخندمهربانت جان گرفتم از شهد سینه ات سیراب شدم در آبی چشمانت جاری شدم … واینک مادرم من مردم وتو زن و ما انسانیم و در گذر تاریخ فراموش شده در بوته ی نادانی خویش که دور می کند انسان را از انسان
به امید برابری زنان با مردان ودر این راه جاری شدن
|