ایران و ما
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 29 آبان ماه سال 1382

سر جلسه ء خواستگاری... بعد از نیم ساعت سکوت!
مادر داماد: ببخشین ، کبریت دارین؟  
خانواده ء عروس: کبریت؟! کبریت برای چی؟!
مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه...
خانواده ء عروس: پس داماد سیگاریه...؟!
مادر داماد: سیگاری که نه... والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه...
خانواده ء عروس: پس الکلی هم هست...؟!
مادر داماد: الکلی که نه... والا قمار بازی کرد ، باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که  یادش بره...
خانواده ء عروس: پس قمارم بازی می کنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...
خانواده ء عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...
خانواده ء عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...
  خانوادهء عروس: زنش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

..... نتیجه ء اخلاقی: همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین!


 
جمعه 23 آبان ماه سال 1382
سفر
امشب خیلی خسته ام. آخه از سفر اومدم.
در طول ۳ روز ۵ شهر از این مملکت رو زیارت کردم.
وای که چقد خسته شدم.
جاتون خالی خیلی خوش گذشت.ولی حیف که سفر کاری بود و باید زود بر میگشتم.

مطلب جالب اینکه خیلی از دوستان وبلاگ نویس که بیشتر سکس مینویسن به حرمت این ماه نوشتن رو قطع یا عین بچه آدم مینویسن.
اینم از برکات این ماه مبارک.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی  همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را



تا بعد......یا مولا.......

 
سه شنبه 20 آبان ماه سال 1382
 اینم از اینجا کش رفتم http://nazkhanum.blogsky.com



خواهرم در کوچه آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن

گیسوان از روسری بیرون مریز
بر مسیر دیدگان افسون مریز

خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش می گویم عروسک نیستی

خواهرم ، این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم اینقدر طنازی نکن!
با امور شرع لجبازی نکن

در امور خویش سرگردان مشو
لایق چشمان نامردان مشو

--------------
ادامه !!!

خواهرم ، پاچه ت چرا اینقد شده؟
راست راستی، این تریپت بد شده !

پاچه ات ، کوتاه و برمودایی است
خشتکت چسبیده بر یک جایی است !

خواهرم ، این خط چشم، ایرانی است؟
امتدادش یک کمی طولانی است!

خواهرم گیرم که مو بر می زنی،
مو ی پا و دستها را میکنی ،

مورچه ، رو دست تو سر می خورد !
نامزدت یا شوهرت غر(= قر؟؟) می خورد!

زیر ابروی تو ای خواهر ! کجاست؟
زیر ابروی تو ، رکن دین ماست!

خواهرم ، تاتوی ابرو میکنی؟
ابرو هشتی ، شینیون مو میکنی؟

خواهرم ، مو را چرا مش می کنی؟
توی مویت هی چرا کش میکنی؟

موی تو های لایت و لولایت است چرا؟
پاتوقت هرشب ، کلاب نایت است چرا؟

در ادامه تحریک جنسی و برای نیفتادن در دام شیطان ، فرماید:

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟
این دو چشمم ، یک دو ساعت ، منگ توست !

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟
بردن دل از داداش و من چرا ؟

خواهرم من دیده ام چت میکنی !
توی چت ، جلب محبت میکنی!

این دماغ سر بالا ، از بهر کیست ؟
بهتر از من ، از برایت ، مرد نیست!

ای یقه تا چاک سینه، باز باز!
ای قشنگ و ای بلای من ، ناناز !

آدم از دیدار تو خر میشود
حالتش* ، یک طور دیگر میشود !!

خواهرم ، این ریش و پشمم ، مهر تو !
برده از من ، دین و دل ، این چهر تو !

جون من، صیغه میشی ، با مهر کم ؟
گر بخواهی ، کل ریشم می زنم!!!

ازدواج ، از سنت پیغمبر است
هر که این سنت نیابد ، بس خر است !

حال کردی ، شعر و وزن و قافیه ؟
از برای من ، یه ساعت کافیه
!!!!!!!


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 173219


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها