دو دختر فرارى در جنایتى که طى آن پسر دوچرخه سوارى با ضربه اى مرگبار به قلبش از پاى درآمده است، مجرم شناخته شدند.این دو دختر فرارى در تجسس هاى جنایى مأموران آگاهى کرج ادعا کرده اند، قربانى مزاحم خیابانى آنان بود و براى انتقامگیرى با چاقو به وى حمله کرده اند.بنا به این گزارش، ساعت ۱۳ ظهر نهم اسفندماه سال جارى مأموران کلانترى ۲۲ مهرشهر در جریان درگیرى مرگبارى قرار گرفتند که در آن پسر ۲۳ ساله اى به نام «یوسف باقرى» وقتى در حال دوچرخه سوارى در اخترآباد مهرشهر بود، با اصابت چاقویى نیمه جان به بیمارستان انتقال یافته است.وقتى تیم تجسس کارآگاهان اطلاع یافت که جوان دوچرخه سوار على رغم تلاش جراحان بیمارستان شهید مدنى کرج روى تخت درمان جان باخته است، براى ردیابى عاملان جنایت اقدامات ویژه اى در دستور کار قرار داد و توانست دو دختر جوان را که در قتلگاه «یوسف» بودند، شناسایى کند.این دو دختر ابتدا ادعا کردند شاهد جنایت بوده اند و قاتل را پسرى با نام «روزبه» معرفى کردند که فرار کرده است.این دو شاهد با دستور بازپرس محسن على اشرف رئیس شعبه بیستم دادسراى امور جنایى کرج در اختیار مأموران دایره ویژه قتل آگاهى کرج قرار گرفتند و در تناقض گویى بسیار سعى کردند مسیر تحقیقات کارآگاهان را منحرف کنند.
این دو دختر ۱۶ و ۱۵ ساله که مهاباد و سمیه نام دارند، ابتدا ادعا کردند براى خرید نان از خانه شان خارج شده اند و چون پسران زیادى براى آنان مزاحمت ایجاد مى کردند، براى رهایى از دست آنان به دو پسر موتورسوار اعتماد کرده و خواسته اند آنان را با موتوسیکلت به در خانه هایشان برسانند. دو دختر جوان گفتند که یکى از موتورسواران وقتى پسر دوچرخه سوار براى ما مزاحمت ایجاد کرد، در هواخواهى از ما به سمت وى حمله برد و چاقویى به سینه اش زد. کارآگاهان به ردیابى پسر موتورسوار که ۱۹ ساله بود، پرداختند و با دستگیرى وى، وقتى «روزبه» و دو دختر روبروى یکدیگر قرار گرفتند، پرده از راز جنایت برداشته شد. «مهاباد» معروف به «نازنین» وقتى دید چاره اى جز حقیقت گویى ندارد، در بازجویى هاى پلیسى و قضایى گفت: مدتى پیش از سوى راننده ۲۰ ساله خودرویى اغفال شدم. شکایتى که نزد کلانترى طرح کردم، به جایى نرسید. آنان خواستند در دادسرا شکایت کنم. به خاطر ترس از چهار برادرم حتى نتوانستم ماجرا را به پنج خواهر و مادرم بگویم، روحیه ام به هم ریخته بود، نمى توانستم در خانه بمانم. به خاطر همین فرارى شدم. چند روزى خودم را در حمام خانه زن برادرم پنهان کردم که زیاد طول نکشید و مجبور شدم در خیابانها سرگردان باشم. وقتى از خانه فرارى شدم، ۴۵ روزى در بیرون از خانه با دختران فرارى دیگرى پاتوق مى کردیم، شبها را در خانه هاى افاغنه در آق تپه و سهرابیه مى گذراندیم تا اینکه از ۶ روز پیش «سمیه» که برادرزاده ام است نیز از خانه فرار کرد.» وى افزود: «سمیه» از کودکى وقتى مادرش از برادرم طلاق گرفت با یکى از برادرانم و پدرش زندگى مى کرد تا اینکه به خاطر مزاحمت تلفنى با زن عمویش دعوا کرده است و با کتک زدن برادرم از خانه فرار کرده است.» «نازنین» درحالى که پشیمان بود، گفت: «غروب ها با دختران فرارى دیگرى در گروههاى سه نفره پسران را اغفال مى کردیم و به محله هاى خلوت مى کشاندیم و با تهدید چاقو از آنان اخاذى مى کردیم، از نظر مالى وضعیت خوبى داشتیم تا جایى که وقتى جنایت رخ داد، یک میلیون تومان طلا همراهم بود. روز قتل، من سوار بر موتوسیکلت روزبه بودم و «سمیه» سوار موتوسیکلت پسر دیگرى به نام «حمید» از کیانمهر به سمت اخترآباد در حرکت بودیم که یک پسر دوچرخه سوارى براى ما ایجاد مزاحمت کرد. سمیه به سمت او سنگى پرتاب کرد، من نیز چاقوى ضامن دارى را که همیشه همراهم بود، به دست گرفتم و به سمت قربانى حمله کردم.» وى افزود: «یکى از ضربه ها به کتف و دیگرى را به سینه اش زدم. وقتى پسر دوچرخه سوار روى زمین افتاد، همه فرار کردند جز من و برادرزاده ام که بالاى سر جسد ماندیم.»با این اعترافات که از سوى «سمیه» و شاهدان دیگر جنایت تأیید شد کارآگاهان با راهنمایى «نازنین» چاقوى خون آلود را از حیاط خانه اى در نزدیکى محل جنایت به دست آوردند. بنابه گزارش خبرنگار ما، با دستور بازپرس على اشرف این عمه و برادرزاده فرارى از خانه به اتهام قتل عمدى و معاونت در جنایت و «روزبه» نیز به اتهام رابطه پنهانى با دختران فرارى بازداشت شدند و براى روشن شدن جزئیات این جنایت از سوى کارآگاهان کرج تحت تحقیق قرار گرفته اند.
|